شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
165
نفثة المصدور ( فارسى )
ترتيب خدمتى كه ببايد نكردهام * كمتر براى تهنيتى بيتكى سه چهار « ديوان انورى » ج 1 ص 179 ( 104 ) - ص 24 س 8 ارّانات : ارّان ، بالفتح و راء مشدّد و الف و نون ، نامى است اعجمى جهت سرزمينى پهناور و شهرهايى بسيار كه از آن جمله است جنزة - كه عامّه آن را گنجه مىنامند - و برذعة و شمكور و بيلقان ، و ميان آذربايجان و ارّان نهرى است كه آن را « ارس » گويند . آنچه در سوى مغرب و شمال اين نهر واقع است از جملهء ارّان و آنچه در جهت مشرق قرار دارد از جملهء آذربايجان محسوب است . « معجم البلدان » ج 1 ص 170 ، نيز ر ك : « سرزمينهاى خلافت شرقى » ص 190 - 193 ( 105 ) - ص 24 س 11 و 12 صحرا از نيران تاتار . . . الخ مراد انعكاس دريا در ذهن و خيال است كه هائل و مهيب مىنمايد ، ( از افادات استاد فروزانفر ) قس : اين بيت معروف از معلّقهء امرؤ القيس و ليل كموج البحر أرخى سدوله * علىّ بأنواع الهموم ليبتلى « ديوان امرئ القيس » ص 48 و « شرح المعلّقات السّبع » ص 26 و قس : ربّ ليل كالبحر هولا و كالدّه * ر امتدادا و كالمداد سوادا « حماسة ابن الشّجرىّ » ص 211 و نيز قس : « . . . و إعلام كردم كه صحراى ارّان از لشكر تاتار چون بحر مائج در جوش است ، و افواج كفّار در وى مزدحماند ، و هم امشب بود كه آمدم و آتشهاى ايشان بر دست چپ من مىافروخت ، از بس كه نزديك بود . . . الخ » « ترجمهء سيرت جلال الدّين » ص 255 و 256 .